کلیسا

پسره تو کلیسا نشسته بوده، یهو می‌بینه یه دختر خیلی خوشگل  میاد تو. میدوه میره پشتِ یه مجسمه قایم میشه. دختره میاد میشینه جلوی محراب و میگه: ای خدا! تو به من همه چی دادی ، پول دادی ، قیافه دادی ، خانواده خوب دادی... فقط ازت یه چیز دیگه میخوام... اونم یه شوهر خوبه ...یا حضرت مسیح‌! خودت کمکم کن! پسره از پشت مجسمه میاد بیرون میگه: عیسی هل نده!‌ هل نده زشته ، خودم میرم!

/ 9 نظر / 13 بازدید
yassan

لبخند بزن؛ برآمدگي گونه هايت توان آن را دارد که اميد رفته را بازگرداند، تجربه ثابت کرده است که گاه قوسي کوچک ، ميتواند معماري بنايي را نجات دهد [گل] آپـــــــــــــم [گل][لبخند][گل]

فاطمه

گاهی چتر را باید دست باران داد روی سر خودش بگیرد و ما جایش گریه کنیم

dr.ayap

سخته درک کردن کسی که دردهاشو خودش میدونه و دلش

yassan

آدم ها برای هم سنگ تمام می گذارند. اما نه وقتی که در میانشان هستی، نه... آن جا که در میان خاک خوابیدی؛ «سنگ تمام» را می گذارند و می روند ... [گل]

مریم

حذف کردن ادم ها از زندگی تان به این معنی نیست ... که از ادمها متنفرید، معنای ساده اش این است که برای خودتان ارزش قائلید. هررررررررر کسی قرار نیست تا ابد بماند .

nobody

دلم؛ برای خودم تنگ می شود روزهایی که بیشتر می خندیدم روزهایی که اتاق هوای بیشتری داشت، روزهایی که تو را داشتم...