میدانی چه حالی دارم “من” وقتی که از “من” حال “تو” را میپرسد…

 

/ 6 نظر / 17 بازدید
علامت ؟

دل است دیگر یا شور می زند یا تنگ می شود یا می شکند آخر هم مهر سنگ بودن می خورد روی پیشانی اش

بانو

وقتي دري بسته ميشود در ديگري باز ميشود ولي اينقدر با تاسف به درهاي بسته نگاه ميکنيم که از در هاي باز شده غافل مي مانيم.

مریم

عازم یک سفـرم سفری دور به جایی نزديک سفری از خود من به خودم .مدتی است نگاهم به تماشای خداســــت .......و.............. امیدم به خداوندی اوست…....

مسافر جاده عشق

این روزها من خدای سکوت شده ام خفقان گرفته ام تا آرامش او خط خطی نشود….

فاطمه

درد ینی سرت به همون سنگی بخوره که یه روز به سینت میزدیش

سارا

سلام وب جالبی داری.به منم سر بزن[لبخند]